میرزا حبیب خراسانی

غزل 99 | نوبت عشرت است و وقت صبوح

نوبت عشرت است و وقت صبوح

میزند مرغ صبح یا سبوح

طاب وقت الشراب والاطراب

اشرق الصبح و النسیم تفوح

می بگیر از کف غزالی مست

ان قرن الغزال کادیلوح

صبح زاهد بود دعای صباح

صبح عارف بود شراب صبوح

بحر اندیشه گشته طوفان زای

چنگ زن در رکاب کشتی نوح

گو بناصح که لب فرو بندد

ما شکستیم توبه های نصوح

باده را راح کرده نام عرب

که بود روح قلب و راحت روح

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.