میرزا حبیب خراسانی

غزل 153 | صبح است و صبوح است بیائید بیائید

صبح است و صبوح است بیائید بیائید

وجد است و فتوح است بیائید بیائید

غرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه

می کشتی نوح است بیائید بیائید

ز اندیشه و انده نکشد روح بجز رنج

می راحت روح است بیائید بیائید

از توبه دگر بار همه توبه نمودیم

این توبه نصوح است بیائید بیائید

از دور افق روشنی صبح نخستین

قد کاد یلوح است بیائید بیائید

از باد صبا بوی گل و نکهت سوسن

قد کاد یفوح است بیائید بیائید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.