میرزا حبیب خراسانی

غزل 199 | نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش

نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش

هرآنچه پیر خرد گویدت بفرمان باش

بروی باد هوس بر فراز مسند عفل

پری و دیو بفرمان کن و سلیمان باش

کرامت همه عالم بخوی انسانی است

اگر کرامت جوئی، بخوی انسان باش

ز دیو و دد مطلب خوی و بوی انسانی

چنو که انسان فرمایدت بد انسان باش

اگر ز دست و زبانت همه مسلمانان

سلامتند، بکیش خرد مسلمان باش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.