میرزا حبیب خراسانی

غزل 353 | هی خویش بیارای و خر خویش بیارای

هی خویش بیارای و خر خویش بیارای

هی بوم و برو بام و در خویش بیارای

در آتیه مانند زنان روز و شب از ناز

هی روی خود اندر نظر خویش بیارای

تا نیک پسندند ترا قحبه و قواد

هی خال و خط و زلف و بر خویش بیارای

هی رنج فراوان بکش از بهر زر و سیم

عالم همه با سیم و زر خویش بیارای

تا نو طلبان زی تو سپارند دل و جان

روی و قد و کون و کمر خویش بیارای

چون غیب و حضور تو بود خوردن و خفتن

هی مائده و ما حضر خویش بیارای

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.