میلی

غزل 5 | سازد خموش تا من حسرت فزوده را

سازد خموش تا من حسرت فزوده را

گوید شنیده ام سخن ناشنوده را

رنجیده بی گنه ز من آن تند خو و من

دارم صد انفعال، گناه نبوده را

دل جمع کرده از گله ام، بس که پیش او

می بندداضطراب، زبان گشوده را

تا زودتر حکایت شوقم شود تمام

پرسش نمی کند سخن ناشنوده را

میلی، گر امتحان کنی، از خود خجل شوی

آن پر فریب دشمن ناآزموده را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.