میلی

غزل 40 | ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست

ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست

نمی‌رسم ز پی‌ات، اضطراب حاجت نیست

چو من به بزم تو از آمدن پشیمانم

برای خاطر دشمن عتاب حاجت نیست

مرا چو می‌برد از هوش، اضطراب سوال

حکایتی که بپرسم جواب حاجت نیست

چو حیرت تو ببندد لب از فسانه مرا

پی خموشی من طرح خواب حاجت نیست

دمی که با دگری طرح گفت‌وگو فکنی

ز دیدن چو منی اضطراب حاجت نیست

ز هوش برد نگاه تو ما و میلی را

ز بهر بی‌خودی ما شراب حاجت نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.