میلی

غزل 71 | کجا نظر به من آن شوخ خشمگین انداخت؟

کجا نظر به من آن شوخ خشمگین انداخت؟

مگر دمی که به سویم خدنگ کین انداخت

ز چین طرّه کزان خاک راه غالیه بوست

کمند فتنه به پای غزال چین انداخت

به بزم خواست که از من تهی کند پهلو

نشست و تکیه به یاران همنشین انداخت

ز پا فتادگی‌ام را همین نتیجه بس است

که سایه بر سرم آن سرو نازنین انداخت

فغان که ساختم از بیخودی پشیمانش

اگر نظر به من آن طفل شرمگین انداخت

به سوی میلی مسکین،‌نگاه پنهانش

چو ناوکی‌ست که صیدافکن از کمین انداخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.