میلی

غزل 75 | پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت

پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت

دست زمانه عاقبتش بر چراغ داشت

اظهار سرّ خویش مگر کرده‌ای به غیر

کامروز پیشتر ز تو آهنگ باغ داشت

شب در گرفت پنبه داغ دلم ز آه

بیمار عشق بر سر بالین چراغ داشت

بر جست‌وجوی من ز چه رو خنده زد رقیب

آن مست را اگرنه به جایی سراغ داشت

میلی ز بوی مشک،‌ شب از هوش رفته بود

سودای زلف یار مگر در دماغ داشت؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.