میلی

غزل 153 | دل چون ز پی سلامت افتاد

دل چون ز پی سلامت افتاد

در سلسلهٔ ملامت افتاد

برتافت عنان دل از پی جان

دنبال تو سرو قامت افتاد

چون بر سر کوی او رسیدیم

در سر هوس اقامت افتاد

هر کس که نهاد پا در آن کوی

در معرکه قیامت افتاد

بنیاد تنم ز دیده نم دید

چندان‌که ز استقامت افتاد

مرغ دل ما گریخت زان طفل

در دامگه ندامت افتاد

میلی ز هزار قید عالم

آزاد شد و به دامت افتاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.