غزل 226 | از بس که بزم مهر و وفا گرم کردهام
از بس که بزم مهر و وفا گرم کردهام
بازار التفات ترا گرم کردهام
ایام، چون فتیله داغم تمام سوخت
تا همچو شمع، پیش تو جا گرم کردهام
با من ز اعتماد وفا بر سر جفاست
هنگامه جفا، به وفا گرم کردهام
آن طفل را ز گرمی اظهار عاشقی
در عشوه با وجود حیا گرم کردهام
خوبان، ترحمی! که چو میلی در آتشم
تا اختلاط را به شما گرم کردهام
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.