میلی

غزل 250 | تا نیاید به میان حرف نهان من و تو

تا نیاید به میان حرف نهان من و تو

غیر در بزم نشیند به میان من و تو

تو نیایی ز حیا در سخن و من ز حجاب

تا چه سازند رقیبان ز زبان من و تو

چون ازین رشک نسوزم، که شنیدم ز رقیب

گفت‌وگویی که گذشته‌ست میان من و تو

سوزم از رشک رقیبان تو با آنکه ز دور

می‌شوند از سر حسرت نگران من و تو

از تبسم دل قاصد نربایی زنهار

کافتد از پرده برون، راز نهان من و تو

میلی آرد خبر یار به ما ای دل زار

تا به این حیله کند رفع گمان من و تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.