غزل 259 | دل کیست، خراب صحبت تو
دل کیست، خراب صحبت تو
سرمست می محبت تو
داد دل زار ما ندادی
داد از دل بیمروت تو
روی تو ندیده جان سپردیم
بردیم به خاک، حسرت تو
گفتم به تو حال خویش و اکنون
شرمندهام از خجالت تو
میلی ز غم تو شهره شهر
تا کیست انیس صحبت تو
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.