غزل 280 | گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
ربوده دل به نگاه تبسمآمیزی
دان از نگاه غزالان وحشیام نرمید
که گشتهام سگ آهوی مردمآمیزی
به زیر زلف، رخش را عرقفشان بنگر
ببین به ظلمت شب، ماه انجمآمیزی
خوش آنکه در نظر غیر چون سلام کنم
دهی جواب سلام تبسمآمیزی
جفای یار عجب نعمتیست میلی، شکر!
که منعمی ز جفای تنعمآمیزی
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.