میلی

غزل 295 | زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی

زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی

دامن غمزه به دست وفا ندهی

وه که نیایی و وعده آمدنی

بهر تسلی خاطر ما ندهی

لاف مصاحبت تو زنم بر غیر

گرچه جواب سلام مرا ندهی

کشتن اهل محبت اگر گنه است

ترک گنه ز برای خدا ندهی

دست من ای غم و دامن تو که ز دست

دامن میلی بی‌سر و پا ندهی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.