غزل 51 | کوی تو ای حور، ما را جنت است
کوی تو ای حور، ما را جنت است
دیدن روی تو ما را منت است
عاقبت روزی به کوی تو رسیم
مرغ را پر، آدمی را همت است
باده می نوشی تو، من خون میخورم
آن خورد هر کس که او را قسمت است
چون خیالت را شبی دیدم به خواب
گفتی از هجر تو بر ما رحمت است
گفت بیرون نه ز عشق ما قدم
گر ترا در دل امید راحت است
گفتمش بر صورتت دل بستهام
گفت این معنی عجایب صورت است
ناصرا هر کس ندارد سوز عشق
داغ این سودا نشان دولت است
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.