غزل 71 | مرا آستانت پناهی خوشست
مرا آستانت پناهی خوشست
که خاک درت تکیهگاهی خوشست
از آن خازن روضه شد چون بلال
که هندوی خالت سیاهی خوشست
اگر عشق بازی به فتوای شرع
گناهست اما گناهی خوشست
چو ماه محرم قدح در ربیع
اگر چه حرامست، ماهی خوشست
زمان خوشی چون به از ناخوشیست
خردمند را انتباهی خوشست
به قول مخالف ز راهم مبر
که عشاق را رسم و راهی خوشست
دل ناصر از وصل تو خرمست
ولایت به اقبال شاهی خوشست
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.