غزل 388 | مرحبا ای نگار روحافروز
مرحبا ای نگار روحافروز
شکرلله که دیدمت امروز
برکشیده تو را خدای جهان
بر سر سرو سروران پیروز
گر تو یاد من گدا نکنی
من بنالم به یاد تو شب و روز
جامهٔ جان که داشتم در دست
چاک کردی به ناوک دلدوز
ناصرا کار عاشقی این است
یاد میکن ز یار و خوش میسوز
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.