ناصر بخارایی

غزل 614 | ای خرده‌ای ز رشک عقیق تو جام می

ای خرده‌ای ز رشک عقیق تو جام می

جان من است لعل تو، جانم فدای وی

قلب شتا در آتش [یعقوب؟] کم طلب

عکس می است لیک مناسب به قلب وی

جام جمم بده به سفالین پیاله‌ای

تا کی حدیث جام جم و کاس لعلِ کی؟

ای ترک تندخوی جفای تو تا به چند؟

ای شوخ فتنه‌جوی جفای تو تا به کی؟

مجنون به جستجوی تو از خویش بی‌خبر

شد فاش همچو نالهٔ چنگ و فغان نی

تا کی دمم دمی که ز دست تو راز من

شد فاش همچو طرهٔ لیلاست حی به حی

ناصر فراقنامهٔ تو کی شود تمام؟

روزی که روزنامهٔ عالم کنند طی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.