غزل 19 | حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
درد حبیب را نشناسد دوا طبیب
رامی الهوا نصیب بنصب و قد نصاب
کز حسن با نصابی و از مهر بینصیب
بنهاده یار گوش به غوغای غیر و هست
گوهرفشان نشاط ز گفتار دلفریب
گل را چه شد که گوش نهد بر خروش زاغ
گیرم که زاغ شرم ندارد ز عندلیب
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.