نشاط اصفهانی

غزل 161 | خدا بر لب ولی دل در هوا غرق

خدا بر لب ولی دل در هوا غرق

خدا را ما نکردیم از هوا فرق

ازین تخمی که افشاندیم در دشت

نباشد کشت ما جز در خور حرق

بریز آبی ز رحمت ورنه ما را

در آتش سوخت باید پای تا فرق

بما تردامنان منگر خدا را

جهانی خشک لب از غرب تا شرق

گرفتم راست ناید در دعا کذب

گرفتم در نگیرد با خدا زرق

نمیگریی چرا بر حالم ای ابر

نمیخندی چرا بر کارم ای برق

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.