نشاط اصفهانی

غزل 228 | خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان

خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان

مقدم او هم مبارک باد بر دل هم به جان

بود جان بیت‌الحزن وز مَقدَمَش دارُالسُّرور

بود دل دارُالفُتَن وز موردش دارُالاَمان

در رهش از بی‌خودی ما را بساط اندر بساط

با وی از کالای هستی کاروان در کاروان

رهبر گم‌کرده‌راهان بی‌سراغ و بی‌چراغ

رایض توسن‌خیالان بی‌رکاب و بی‌عنان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.