غزل 259 | موکب شاه جهان آمده است و از پی
موکب شاه جهان آمده است و از پی
نصر و فتح است و ظفر تا به خراسان از ری
کاسه از فرق عدو گیر نه از دست حبیب
نغمه از نالهٔ وی جوی نه از نالهٔ نی
دشمن از تیغ شهنشه خرد از لمعهٔ عشق
همچو شمع سحر از باد و گلستان از دی
آخر ای دل نه تو از خیل شهی خیز و به راه
قدمی نه که شود بدرقهات همت وی
چند بیهوده به سر میبری این عمر عزیز
تا کی آخر به عبث عمر گذاری تا کی
بار بگشا که ازین راه سفرهاست به پیش
سست منشین که در این دشت خطرهاست ز پی
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.