نظام قاری

غزل 59 | باد آمد و بوی عنبر آورد

باد آمد و بوی عنبر آورد

بادام و شکوفه بر سرآورد

در جواب او

تن چون زلحاف سر برآورد

کوته جبه زود در بر آورد

شد غرقه بجیب خویشتن حبر

و زبحر ز دگمه گوهر آورد

شاخی است چه طرفه چار قبش

گو در بر سیم و زر برآورد

زان جیب که عنبرینه با اوست

باد آمد و بوی عنبر آورد

از فارس متاع برد تا جز

وزیزد قماش دیگر آورد

قاری قلمی که بهر تحریر

در مدحت موینه در آورد

از موی سمور بست وسنجاب

مدنیز ز قندسش بر آورد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.