نظام قاری

قطعه 20 | زنا که وصله کرباس زردک

زنا که وصله کرباس زردک

فتاد از یقچه رختی بدستم

بدو گفتم که دیبا یا کتانی

(که از بوی دلاویز تو مستم)

بگفتا پاره کرباس بودم

ولی با اطلس و کمخا نشستم

(کمال همنشین در من اثر کرد)

(و گرنه آن قماشم من که هستم)

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.