نظیری نیشابوری

غزل 28 | فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را

فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را

غم بیرون گرفت از ما هوای منزل ما را

گل افشان بود با تو هر بن خار و سر سنگی

تو چون رفتی از اینجا آفتی زد حاصل ما را

عفاک الله به قید عشقم از هستی برآوردی

به یک مشکل نمودی حل هزاران مشکل ما را

اگر مقبول اگر مردود حرف ما اثر دارد

توان تعویذ بازو کرد سحر باطل ما را

سرشت ما خواص مهر و طبع دوستی دارد

برهمن بت نمی سازد مگر مشت کل ما را

همه افسانه گیسو و رخسار تو می گویم

شب ما نور می بخشد چراغ محفل ما را

بشارت در گذر دادیم و شاهد در نظر داریم

به دیدار تو چشم افتاد بخت مقبل ما را

درین صحرا «نظیری » نیست لاغرتر ز ما صیدی

که بر فتراک می بندد شکار بسمل ما را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.