غزل 37 | حضور یک جهتان است عمر باقی ما
حضور یک جهتان است عمر باقی ما
گل همیشه بهار است بینفاقی ما
به اتفاق توان کامیاب عالم شد
خدا نصیب کند عیش اتفاقی ما
ز خرّمی دل هر رود را کنم خالی
اگر غم تو دهد تن به هم وثاقی ما
در این بهار می بی خمار مطلوب است
بس است یاد لب او شراب و ساقی ما
به شهد نکتهی نورس که در حقیقت نیست
مکیدن لب جانان به خوش مذاقی ما
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.