غزل 127 | تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
حلقهی گرداب رقص شعلهی جوّاله داشت
از هجوم حسرت آن نوبهار سرو و گل
اشک در مژگان گِرِه چشم چمن از ژاله داشت
در غم عشق تو از خونابه نوشان چمن
شاخ گل زخم نمایان داغ سودا لاله داشت
امشب از اقبال مستی خال هندوی لبت
در شکرزار تبسم خطّهی بنگاله داشت
بی تو شب در پردهی تأثیر افغان دلم
چون جرس فانوس شمع محفل من ناله داشت
اشکم از مژگان چو کرد آن سرمهسا نرگس روان
چشم تا میکرد کار این کاروان دنباله داشت
نورس امشب بر سپهر دلبری در موج نور
ماه او از حلقههای زلف مشکی ناله داشت
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.