نورس دماوندی

شعر 38 | بد را بد خویشتن بگیرد

بد را بد خویشتن بگیرد

زنبور چو نیش زد بمیرد

از مشک فشان نافه باقی است

با نام نکو کسی نمیرد

هر بد به بدی بود سزاوار

این درد دوا نمی پذیرد

دلزار چه می کند نگویی

نورس دل اگر زمین نگیرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.