نورعلیشاه

شعر 56 | گلعذارا چون تو یاری هست نیست

گلعذارا چون تو یاری هست نیست

چون تو یار گلعذاری هست نیست

چون بهار گلشن حسن رخت

بیخزان هرگز بهاری هست نیست

در نگارستان دل عشاق را

چون رخت نقش ونگاری هست نیست

بسکه پیماید لب لعل تو می

می پرستان را خماری هست نیست

بیقراران سر زلف ترا

بی سر زلفت قراری هست نیست

بر سریر فقر چون نور علی

پادشاه باوقاری هست نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.