نورعلیشاه

شعر 97 | دوش از غمکده هجر نجاتم دادند

دوش از غمکده هجر نجاتم دادند

مرده بودم بوصال تو حیاتم دادند

از خطت بر ورق او رقم حسن زدند

بر در میکده عشق براتم دادند

می توحید بجام از خم عدلم کردند

نشأه ذات ز صهبای صفاتم دادند

حاجت خویش بر برهمنان کرم عرض

منصب سلطنت لات و مناتم دادند

رفتم از نشأه زهاد بخوردم قدحی

شربت مرگ ز جام سکراتم دادند

خانه نیستی آباد که از دولت آن

نقد گنجینه هستی بزکواتم دادند

شکر لله که چون نور علی در ره عشق

ببلایا و محن صبر و ثباتم دادند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.