امامی هروی

رباعی 10 | نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد

نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد

خاک از زر و سنگ از گهر و خار از ورد

در سایه فسرده، لاف خورشید زنی

ای سایه دیوار طبیعت پر ورد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.