نورعلیشاه

شعر 177 | ای فکر تو جستجوی درویش

ای فکر تو جستجوی درویش

ای ذکر تو هایهوی درویش

شاها چه شود ز چشم احسان

باری نگری به سوی درویش

رو بر درت آورم که باشد

خاک درت آبروی درویش

افکنده کمند شوق چون طوق

گیسوی تو در گلوی درویش

خورشید فلک که هست تابان

عکسی بود از کدوی درویش

تا چند شها شکسته خواهی

از سنگ ستم سبوی درویش

باری چه شود اگر برآید

از وصل تو آرزوی درویش

تا نور علی! عیان ببینی

بنگر به رخ نکوی درویش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.