نورعلیشاه

شعر 186 | ای خم ابروی تو قبله ارباب عشق

ای خم ابروی تو قبله ارباب عشق

وی حرم کوی تو کعبه اصحاب عشق

میرسد از هر زمان تازه عتابی ز تو

حب تو کی میرود از دل احباب عشق

زلف کمندت که هست دام دل عاشقان

گردن جانها بسی بسته ره باب عشق

تا که بچنگ آورد از صدفت گوهری

دل زندم هر نفس لطمه بغرقاب عشق

کی برساند بلب جام زلال خضر

هرکه رسیدش بکام جرعه از ناب عشق

برسر بحر فنا جای کند جاودان

هرکه نشنید دمی در دم سیلاب عشق

تافت ز نور علی تا بدلم تابشی

آتشی افروخته دل ز تب و تاب عشق

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.