نورعلیشاه

شعر 222 | ذره از مهر تابان دم مزن

ذره از مهر تابان دم مزن

قطره از بحر عمان دم مزن

حرفی از اوراق دل ناخوانده

از حدیث دفتر جان دم مزن

شد دلت تاریک کنج مدرسه

از صفای بزم رندان دم مزن

حرف را کن صرف و نحوت محو کن

وز خیال و ظن و برهان دم مزن

تا کشی بر دوش بار احمقان

گاو شیطانی ز رحمن دم مزن

نیست ساقی دور دوران پایدار

باده دور افکن ز دوران دم مزن

رخ بتاب از غیر چون نور علی

در رخ اوباش حیران دم مزن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.