شعر 232 | سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
رمزی از مخزن اسرار بگویم یا نه
تا نروید بچمن سرو نبالد بر خویش
حالتی زان قد و رفتار بگویم یا نه
تا زمهتاب و زخورشید رود نور و صفا
شمه زان گل رخسار بگویم یا نه
راز عشقت که پس پرده دل هست نهان
با دف و نی سر بازار بگویم یا نه
چندی از خرقه و تسبیح سخن میگفتم
بعد از آن از بت و زنار بگویم یا نه
تا دهد نور علی مژده بجان افشانی
خبری ز آمدن یار بگویم یا نه
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.