نورعلیشاه

شعر 31 | نه تنها ظهور صفاتت بذاتست

نه تنها ظهور صفاتت بذاتست

که آئینه روی ذاتت صفاتست

کتاب کمالت که اوراق فضلست

یکی فرد از آن دفتر کایناتست

بیک جرعه صد مرده را زنده سازد

لب جانفزایت که آب حیاتست

چه غم از هلاکت در این ظلمت او را

که نور رخت شمع راه نجاتست

زکات جمال ار ببخشی ببخشا

بنورت که او مستحق زکاتست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.