نورعلیشاه

شعر 42 | نه تنها شبم تیره از موی اوست

نه تنها شبم تیره از موی اوست

که روزم همه روشن از روی اوست

دوعالم که نبود ز یکرشته بیش

کمین موئی از تار گیسوی اوست

قیامت که صد فتنه دارد ببر

یکی جلوه از قد دلجوی اوست

می کوثر و موج آب حیات

عیان از لب و چین ابروی اوست

چو سنبل نسیم سحر مشکبار

ازآن طره عنبرین بوی اوست

چه گویم ز نور مسلمانیش

که او کافر خال هندوی اوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.