امیر پازواری

شعر 8 | زَنْگی دیمه گرد گله باغ بزو تخت

زَنْگی دیمه گرد گله باغ بزو تخت

یا زاغْ بهِ گِلِ وَلگْ، منقار بزو ئه سخت

امیر گِنِهْ: یاری هکنه منه بخت

دوست ره بوینم مه کشه هاکشه رخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.