امیر پازواری

شعر 13 | گِلِ من بنه روز دکاشتمه شه دست

گِلِ من بنه روز دکاشتمه شه دست

هر روزه او دامه، من به شه دست

بُورده بشکفه، غنچه بیاره مه دست

بورده ناکس دست و نیامو مه دست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.