نیر تبریزی

غزل 100 | گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول

گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول

رشک آیدم که بر تو فتد دیدۀ رسول

از پند عاقلانۀ مردم دلم گرفت

برقع فرو گشای که حیران شود عقول

این نقد جان و این سرناز ار مصرا گر

یوسف کند بضاعت مزجاه من قبول

وقت است اگر به داد من بی‌نوا رسی

ای خضر ره که بار گرانست و من جهول

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.