نیر تبریزی

غزل 131 | سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ای

سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ای

عهد دیرینه نپای و گله نشنو شده‌ای

کام فرهاد چه سان تلخ نگردد که بهشر

همه شور است که همخوابۀ خسرو شده‌ای

کس چو خورشید تر اسیر نیارستی دید

حالی انگشت نما همچو مه نو شده‌ای

گندم خال ترا جان به بها میدادند

خبرت هست که بیقدر ترا ز جو شده‌ای

پی صید تو بهر گوشه دو صد دام فریب

تو چو آهو بچه هر سو بتک و دو شده‌ای

مدعی روی تو شب خواب نمیدید و کنون

جلوه گر در همه آفاق چو پرتو شده‌ای

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.