نیر تبریزی

شعر 11 | آمد آهسته شب به بستر من

آمد آهسته شب به بستر من

دلبری کافت دل و دین است

گفتمش کیست که هان که در شب تار

اینچنین شب روی نه آئین است

اسم شب ده و گرنه دزد دلی

نک گواهت کمند پرچین است

کوی غبغب نهاد بر لب من

گفت بر گوش من که ماچین است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.