نیر تبریزی

شعر 68 | تا پی عربده مژگان تو پیوست به هم

تا پی عربده مژگان تو پیوست به هم

شست زنجیری زلف تو ز جان دست به هم

به سر زلف تو از شانه شکستی مرساد

که شکست دل ما را نتوان بست به هم

پیش چشم تو اگر جان نسپارم چه کنم

با دوصد تیر که برجَست ز یک شست به هم

تا سر و کار تو با خانۀ خمار فتاد

ای بسا توبهٔ زهاد که بشکست به هم

نیرّ اندر سر راه طلب از پای فتاد

خرم آن روز که با دوست دهد دست به هم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.