شعر 83 | ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئی
ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئی
نی نیست جای شکایت کاین است رسم نکوئی
ای داده دل به جدائی تا کی قرین جفائی
سوی صفا نگرانی راه وفا نپوئی
خواهم که بخت مساعد یاری کند به دو چیزم
یا ساده با لب جامی یا باده با لب جوئی
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.