واعظ قزوینی

غزل 191 | در پای دلت هر غم بی فایده بندیست

در پای دلت هر غم بی فایده بندیست

هر پیچشت از فکر جهان چین کمندیست

از آتش زر این همه آوازه منعم

در گوش خردمند چو فریاد سپندیست

مد نگهت، برخط هر لوح مزاری

در پنجه مژگان تو سررشته پندیست

خاموشی هر یک ز عزیزان ته خاک

بر مردم غفلت زده، فریاد بلندیست

تاکی گله از کوتهی جذبه معشوق

گردن چو نهی، بر تو ز هر جاده کمندیست

دل از غم بیهوده دنیا چو فگندیم

واعظ ز جهان چاره ما کند بلندیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.