واعظ قزوینی

غزل 227 | نیست از بد گوهران، نرمی کم از دشنام تلخ

نیست از بد گوهران، نرمی کم از دشنام تلخ

در چشیدن تلخ باشد روغن بادام تلخ

رهنمایی به ز بد گوهر ندارد پیر عقل

نیست از بهر عصا، چوبی به از بادام تلخ

در مذاق کام جویان، از دعا شیرین تراست

بر لب چو شکرش، گر بگذرد دشنام تلخ

نیست خالی التفاتش هم بما از زهر چشم

هر نگاهش چون رگ تلخیست در بادام تلخ

عیش گیتی در دل غمگین ندارد لذتی

نیست شیرینی نمایان از شکر در کام تلخ

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.