واعظ قزوینی

غزل 242 | میان خلق، با خلق آشنا کامل نمی‌گردد

میان خلق، با خلق آشنا کامل نمی‌گردد

که در دریاست آب گوهر و داخل نمی‌گردد

کدورت از تری‌های عدو باشد ز خامی‌ها

سفال از پختگی در آب هرگز گل نمی‌گردد

نمی‌داند که مال از بذل کردن می‌شود افزون

توانگر دربه‌در زان از پی سائل نمی‌گردد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.