واعظ قزوینی

قطعه 1 | ای خواجه بخیل، که هرگز ندیده است

ای خواجه بخیل، که هرگز ندیده است

از شدت فشار گفت سیم و زر فرج

موران خرجها نتوانند دخل کرد

در خرمن زری که شود از کف تودج

وعد و وعید جنت و نارت، بحج نبرد

شاید برد خرید و فروش منا بحج

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.