واعظ قزوینی

قطعه 7 | غم همسایه خود خور که از آزادگیست

غم همسایه خود خور که از آزادگیست

بر سر سایه خود بید صفت لرزیدن

شاه کامی کندت خانه دل زیر و زبر

خانه غنچه خرابست ز یک خندیدن

هرگز از سنگ جفا کم نشود شورش عشق

ترک شوری ننماید نمک از ساییدن

نشود کیسه وسعت تهی از دست کرم

کی شود پرتو خورشید کم از تابیدن؟!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.