واعظ قزوینی

رباعی 106 | خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن

خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن

گوشم ز شنیدن و، دو چشم از دیدن

القصه، ز بس بهم فشرد ایامم

آبم همه رفت و، ماند ثقلی از من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.